تبليغاتX
سیاست یا پولیتیک the politic - ▪ سیاست از نظر لغت
همین تناظر واژه سیاست با پولیتیک state برای اشاره تعریفی کافیست
 ▪ سیاست از نظر لغت
«سیاست‏» در لغت‏به معنای تصدی شؤون ملت و تدبیر امور مملکت است. در «لسان العرب‏» می‏گوید: «سوس‏» به معنی ریاست است و معنای سیاستشان کرد، این است که بر آنها ریاست نمود و معنی این حدیث که: «کان بنوا اسرائیل تسوسهم انبیاءهم‏» «پیامبران، بنی‏اسرائیل را سیاست می‏کردند» این است که پیامبران بنی‏اسرائیل مانند حکام و زمامداران، بر بنی‏اسرائیل ریاست کرده و متصدی امور آنها می‏شوند، خلاصه این که «سیاست‏» به معنای متصدی حفظ مصالح مردم می‏باشد (۲) .
در «اساس‏اللغه‏» می‏گوید: «فرماندار کسی است که رعیت و امور مربوط به آنها را سیاست کند. و می‏گویند: «فلان شخص امور قبیه‏اش را سیاست نمود، یعنی بر قبیله خود ریاست کرد» (۳) .
سرانجام «ابوالبقاء» کلمه «سیاست‏» را این چنین معنی کرده است: «سیاست عبارت است از حفظ مصالح ملت و نشان دادن راه نجات، در حال و آینده، پیامران الهی کسانی هستند که بر ظاهر و باطن عموم مردم ریاست دارند، و زمامدران تنها بر ظاهر مردم حکومت می‏نمایند و سیاست مدنی عبارت است از تدبیر امور مردم به طریق راستی و عدالت (۴) .
خلاصه «سیاست‏» از نظر لغت‏به معنی تصدی امور ملت و رعایت مصالح و تدبیر شؤون آنان است. معنی ساده «سیاست‏» در فرهنگ ایران «تنبیه وتنبه‏» است‏یعنی بیدار شدن و بیدار کردن، سیاست‏یعنی بیدار شدن برای کار و پیکار برای زندگی بهتر و برای هستی دادن به یک ملت.

|+| نوشته شده توسط مصطفی اسدی در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 
 
بالا