تبليغاتX
سیاست یا پولیتیک the politic - ▪ سیاست و پولیتیک
همین تناظر واژه سیاست با پولیتیک state برای اشاره تعریفی کافیست
 ▪ سیاست و پولیتیک
معادل «سیاست‏» در زبانهای اروپائی «پولیتیک‏» است که از کلمه یونانی ] Pilus پلیس‏» به معنی «مدینه‏» و «شهر» مشتق شده است (۵) . لذا در یونان باستان «علم سیاست‏» را علم «اداره پلیس‏» یا اراده «مدینه و مدن‏» می‏گفتند. پس حکمتی که کارش «پلیتیک‏» است وظائفش در کشور از نوع وظائف شهرداری است در شهر; یعنی نگاهداری کشور و فراهم آوردن امکانات زندگی آسوده برای افراد کشور.
اما در لغت عرب به جای «پلیتیک‏» (اداره جامعه یا کشوری)، «سیاست‏» به کار رفته است که معنای آن نگهداری مردم و اداره کشور نیست. و همچنین سیاست‏به معنی تربیت کردن اسب وحشی است. روی این اصل در «سیاست‏» تغییر و تربیت و تکامل افراد جامعه مطرح است.
این مطلب در روایات نیز آمده است: امیر مؤمنان علی علیه السلام می‏فرماید:
«من حق الملک ان یسوس نفسه قبل جنده‏» (۶) . «از حق حاکم و زمامدار آنچه ثابت و لازم است، بر او این است که سیاست کند نفس خود را پیش از لشگر خود» . البته مراد از سیاست کسی، تربیت او است و واداشتن او بر خوبیها و منع از بدیها.
و در جای دیگر می‏فرماید: «اعقل الملوک من ساس نفسه للرعیه بما یسقط عنه حجتها و ساس الرعیه بما تثبت‏به حجته علیها» (۷) . «عاقلترین حاکم و زمامدار آن کسی است که خود را برای رعیت ادب و اصلاح نماید تا جای اعتراض برای او باقی نماند، در این صورت لیاقت و شایستگی آن را خواهد داشت تا رعیت را ادب کند و امر و نهی کند» .
پس حکومتی که کارش «سیاست‏» است، وظیفه دارد که مردم را از وضع روحی، اخلاقی، فکری و اجتماعی که اکنون دارند، به وضع بهتر و عالیتری منتقل سازد، یعنی از لحاظ بینش مردم را اصلاح کند. بنابراین هدف دولت در فلسفه «سیاست‏» تغییر بنیادها و نهاد و روابط اجتماعی و به‏طور کلی «ارزش‏» های جامعه است. براساس یک «مکتب انقلابی‏» و یک «ایدئولوژی اصلاحی‏» (۸) .
برعکس «پلیتیک‏» معادل غربی آن در فلسفه حکومت، بر اصل «ساختن‏» تکیه ندارد، بلکه براساس داشتن تکیه دارد. چنانکه ریشه لغوی و نیز منشا تاریخی آن حکایت می‏کند. تنها هدفش «کشورداری‏» است نه براساس «ایدئولوژی انقلاب‏» ، بلکه بر طبق «ایده عمومی‏» . و نه برای «رشد فضیلت‏» ، بلکه «کسب رضایت‏» و خدمت‏به مردم در خوش زیستن و نه اصلاح مردم برای خوب و انسانی زیستن.
پس در مقایسه میان این دو بینش، بی‏شک می‏توان قضاوت کرد که فلسفه دولتی که بر «سیاست‏» استوار است، مترقی‏تر از فلسفه‏ای است که بر «پلیتیک‏» استوار است.

|+| نوشته شده توسط مصطفی اسدی در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 
 
بالا