تبليغاتX
سیاست یا پولیتیک the politic - ● تعریف سیاست از دید محققان خارجی
همین تناظر واژه سیاست با پولیتیک state برای اشاره تعریفی کافیست
 ● تعریف سیاست از دید محققان خارجی
امروزه تحقیق درباره سیاست و تدریس آن در تمام کشورهای جهان مرسوم است و دارای کرسیها، استادان، دانشجویان واعتبارات تحقیقاتی است. هر سال چندین هزار کتاب و مقاله‏ای که مستیما به «سیاست‏» مربوط است، انتشار می‏یابد. لذا اغلب دانشمندان و استادان این فن از «سیاست‏» تعریف کرده‏اند و برای ما ممکن نیست همه آن تعاریف را بیان کنیم، ناچار به مشهورترین آنها اکتفاء می‏نمائیم: سیاست در نخستین تعریفها از زبان «افلاطون‏» و «ارسطو» به نیکی کردن و خدمت‏به مردم و رساندن جامعه به سعادت و رستگاری معین شده است. تفسیری که «ارسطو» برای کلمه «سیاست‏» بیان کرده است عبارت از: «لازم است که مهمترین نیکی‏ها (خیرات) موضوع مهمترین اجتماعات قرار گیرد و این معنی همان است که به‏طور تحقیق دولت و سیاست نامیده می‏شود. این تفسیر از بعضی از مضامین کتاب جمهوریت افلاطون نیز استفاده می‏شود. این دانشمندان عامل اخلاق را در «سیاست‏» وارد کرده‏اند. اگر تعریف سیاست همین است که ارسطو و افلاطون گفته‏اند، علم سیاست‏بهترین علوم بوده و شخصیت‏سیاستمدار، بزرگترین و ضروری‏ترین شخصیتهای انسانی است. ولی در مقابل این تفسیر تعریف دیگری برای سیاست گفته‏اند که باعث وحشت عمومی افراد و موجب نفرت تمامی رادمردان و عقیده‏مندان ادیان می‏گردد. در این تفسیر «سیاست‏» چنین معنی شده است: «سیاست عبارت است از تشخیص هدف که شخص سیاستمدار تشخیص داده و به دست آوردن آن با هر وسیله‏ای که ممکن است‏» . در این تعریف خبری از خیر و سعادت، بلکه انسانیت درکار نیست و مطابق همین تعریف می‏توان حیوانات درنده را که با درندگی محیط پیروزی ایجاد می‏کنند، سیاستمدار نامید. این همان تعریفی است که «اسوالداشینگلر» درباره سیاست نموده است:
«سیاستمدار فطری، کاری به حق یا بطلان امور ندارد و منطق حوادث و وقایع را با منطق نظامات و سیستمها اشتباه نمی‏کند. حقایق یا اشتباهات، هرکدام در نزد او قیمت مخصوصی دارد، و او مقدار تاثیر و دوام و خطسیر هرکدام را مورد دقت قرار داده و اثر آن را در سرنوشت قدرتی که تحت اختیار اوست، منظور می‏دارد» .
به قول «گوته‏» :
«کننده کار; نظری به انصاف و وجدان ندارد، وجدان مخصوص تماشاچی است‏» این حقیقت درباره عموم سیاستمداران از «سولا» گرفته تا «رابسپیر» و از «بیزمارک‏» گرفته تا «هپت‏» مصداق دارد. پاپ‏های بزرگ و لیدرهای احزاب انگلیسی، تا وقتی که برای تسلط بر اوضاع، ناچار به کشمکش و تلاش بودند، اصول رفتارشان شبیه به روش فاتحان و تازه به دوران رسیده‏های هر عصر و زمانی بوده است. مثلا در رفتار «پاپ انوسان سوم‏» دقت کنید که نزدیک بود دنیا را تحت تسلط کامل درآورد و از همین‏جا شرائط موفقیت و ظفر را دریابد که منجر به چه عملیاتی می‏شود که با شدت هرچه تمامتر مخالف همه اصول و اخلاق مذهبی است‏» (۹) .
مک آیور در کتاب «جامعه و حکومت‏» ضمن بررسی مسائل مختلف سیاسی از دید آمریکائیان، می‏گوید:
«دموکراسی در این کشور یک شیوه زندگی است، ولی سیاست‏یک نوع حرفه است و حرفه‏ای بزرگ که فرق آن با انواع دیگر حرفه‏ها در روشهای آن است نه در هدفها» . وی به تعریفی که «کنگره سازمانهای صنعتی‏» در یکی از نشریه‏های انتخابات آمریکا به نام «الفبای سیاست‏برای همه آمریکائیان‏» اشاره کرده و می‏گوید: گفته می‏شود که «سیاست علمی است که به ما می‏آموزد: چه کسی می‏برد; چه می‏برد; کی می‏برد; چگونه می‏برد; و چرا می‏برد؟ !» .
و سپس اضافه می‏کند: «این عبارت با مختصر تغییر عنوان یکی از کتابهای سیاسی «هارولدلاسول‏» (استاد علوم سیاسی آمریکائی) است که مدافع همین عقیده است و مفهوم سیاست در نظر بیشتر مردم آمریکا، از هر طبقه و صنفی، چنین است و محرک فعالیتهای سیاسی نیز بیشتر درآمد است نه کسب وجهه و احترام. وجود اختلاف منافع شدید در میان گروهها و نبودن رابطه میان این منافع و هدفهای کلی ملی به تقویت این تمایل کمک کرده است‏با این که منافع گروهی و محلی در اقدامات سیاسی کشورها اثر مهمی دارد ولی تجزیه فوق‏العاده جامعه آمریکای شمالی بیش از هر کشور دیگر به این منافع میدان داده است‏سیاست در این کشور مبدل شده است‏به مانور گروههای متشکل برای جلب منافع و این جریان در آثار بسیاری از نویسندگان سیاسی آمریکا نیز منعکس گردیده است‏» (۱۰) . صاحبان این تعریف «سیاست‏» را تنها نبرد و مبارزه می‏دانند، درحالی که عده‏ای از سیاست‏شناسان، نبرد را یکی از اشکال سیاست می‏دانند. تامین احتیاجات عمومی و پیشرفت جامعه هدف دیگر سیاست است.

|+| نوشته شده توسط مصطفی اسدی در پنجشنبه نهم آبان 1387  |
 
 
بالا