سیاست یا پولیتیک the politic - ● رابطه اخلاق و سیاست
سیاست یا پولیتیک the politic
همین تناظر واژه سیاست با پولیتیک state برای اشاره تعریفی کافیست
درباره وبلاگ
واژههای فراوانی یافت میشود که ما در گفتگوهای روزانه خود، آن را به کرات به کار میبریم و کم و بیش هم مقصود همدیگررا به روشنی درک میکنیم و لیکن اگر در مقام تعریف دقیق آنها برآئیم، به زودی از پیچیدگی مفهوم و دشواری تعریف آنها، دچار شگفتی میشویم.
● رابطه اخلاق و سیاست
آیا اخلاق، از سیاست جداست؟ یا این که اخلاق و سیاستبا این که دو امر متفاوت
هستند، ولی در عمل هرگز از هم قابل تفکیک نیستند؟ آیا شخص سیاستمدار
میتواند ارزشهای معنوی و اصول اخلاقی را مراعات کند یا نه؟ و در صورتی که
مراعات آن ممکن نباشد، آیا باید سیاست را فدای اخلاق کرد یا اخلاق را فدای
سیاست؟
افراد در پاسخ این سئوالات دچار تردیدند و به یکی از این دو وضع متضاد پناه
میبرند یا به اخلاق سازشناپذیری که در اثر آن نعمتهای مادی را تحقیر
میکنند و ضرورت برخی جاودانی را اعلام میدارند و در حفظ پاکی وجدان خود
به هر قیمتحتی به قیمت فداکردن جان خود یا جان دیگران، پا میفشارند. یا
به سیاستی که منظورش به قدرت رسیدن است، و میخواهد با تمام وسائل از آن
دفاع کند و لو منجر به نقض دستورهای اخلاقی باشد.
در طول تاریخ، این کشمکش تکرار شده استبیآنکه هیچیک از دو طرف توانسته باشد
طرف دیگر را متقاعد کند. ولی هر دو طرف در نکوهش کسانی که میکوشند تا میان
اخلاق و سیاست توافقی یابند، همداستانند. یعنی هر یک از دو طرف در نظام
ارزشهای خود که بدان عنوان، ارزشهای مخالف را انکار میکند، محبوس مانده
است. واقعگرایان، بیهوده کوشیدهاند به اثربخش بودن روشهای خود و مفید
بودن نتایجبه دست آمده مباهات کنند. در دیده اخلاقگرایان، که فقط شیفته
اصول جاودانیاند، عمل واقعگرایان همیشه بیارزش و بیاعتبار بوده است.
میگویند: پیروزیهائی که سیاستپیشه بدانها میبالد، هرچه باشد، چنین کسی
قادر نیستبه نیکی کردن حقیقی نایل آید. زایش و مرگ امپراتوریها، اکتشاف
سراسر کره زمین، اختراع ماشینها، افزایش شماره مردمان و شهرها و
کارخانهها، در نگاه تحقیر و نخوتآلود معتکف معبد فضیلت، خللی وارد
نمیآورد. اما اخلاقگرایان مردان عمل را از خطاهائی که بدانهاآلوده
میشوند، و از بیقدری هدفهایشان بیهوده سرزنش میکنند، مرد عمل هدف را
بیچون و چرا خواستنی مییابد و میداند که در این جهانی که جهان اوست، به
رغم افسانههای اخلاقی که کودکان را به کار است، فضیلت بیاجر میماند
فرمانروای واقعی زور است. خطابههای اخلاقی در نظر او سخنان یاوهای است و
وسواسهای اخلاقی نشانه ضعف طرحها (۱۴) .
|+| نوشته شده توسط
مصطفی اسدی در پنجشنبه نهم آبان 1387
|